X
تبلیغات
رایتل
.:: بــنــگــــر یــ ::.
سه‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1386

 

اجتماع سالم ٬جامعه مدرن٬ رفاه اجتماعی٬ امنیت ...آسایش و . . . هر کدام برای خود معنا و تعریفی دارد و بدون تردید زمانی میتوان به آنها دست یافت که شاخص های آن در زندگی مردم سرزمینمان نمود پیدا کند .

 

راه دوری نمی رویم آن روی سکه ی استان ....شهر بندر عباس محله نخل ناخدا ...بهشت زهرا...محله کمربندی و دوهزار بندرعباس .... ٬ و یا آن روی سکه شهر میناب محله پشته شهوار و محله گروصالحی (محله پشت ژاندارمری) و...صدها محله و پس کوچه های استانمان. آنجاها هم گوشه ای از شهر است گوشه ای از به اصطلاح مدنیت که امروز از آن دم می زنیم .

 

شاید حس کنجکاوی بیش از حد من را به جستجوی اینچنین مسایلی می کشاند و شاید نه ...اینطور نباشد ....وقتی از این محله ها صحبت به میان می آمد دلم می خواست از نزدیک بتوانم ببینم مردمان این محله ها در گرما و سرما در استانی که هیاهوی بازارها٬ و ساختمان ها  مردمانش را از فرصت ابزار وجود گرفته و دغدغه پول و ثروت٬ رفاه و آسایش غم نان را به فراموشی سپرده٬ فانوسی را به خاطر همشهری بودن روشن کنم و بگویم بر خلاف آنچه که اتفاق افتاده دستهایمان به هم خواهد رسید اگر غم نان بگذارد .

 

                        

 

از میان برخی از این محله ها که می گذشتم خیابانهای داخل محله مشخص بود که چندین سال آسفالت ندیده. در گوشه ، کنار این محله ها تپه هایی وجود داشت که بر روی این تپه ها خانه هایی بود که از خانه بودن فقط نامش را یدک می کشید نه چیزهای دیگر ، اما با تمام اینها آنجا برای مردمانش خانه بود محل امن٬ استراحت و آسایش بود . بله... در تمام این خانه ها یک نسل پرورش می یافت . کوچه های تنگ و بدون بن بست را یکی پس از دیگری طی می کردم . هر کوچه و گذر حکایت غریبی را نجوا می کرد... 

 

در یکی از کوچه ها کودکی حدوداً ۳-۴ ساله وقتی من و چند تا از دوستانم که همراهم بودند را دید با صدای دلنشین و لهجه محلى شیرین و کودکانه اش پرسید،(شما هندی ایجا آسفالت بکنی).وقتی که درد٬ دست و پنجه نرم کردن با زندگی به عمق جانمان نفوذ کند یک کودک ۳-۴ ساله هم صاحب درد می شود.آیا این کودک می تواند فردا برای شهرش کاری کند شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر .!!!! 

 

                         

 

کودکان در کوچه های نه چندان تمیز محله با سه چرخ و اسباب بازیهایشان بازی می کردند اینجا از مهد کودک و تاب و سرسره و اتاق بازی کودکان خبری نیست .اسطوره ی آلودگی محله ها خور کثیف و لجن زاری را تشکیل داده بود که شاید مرز بین دو محله بودند نوجوانان اطراف خور نشسته بودند و زمان را در قربانگاه بطالت و بیکاری گردن می زدند یاد گفته ی هنرمند فرانسوی افتادم که می گفت : من حتی وقت کشتن وقت را گرامی ندارم .

در این محله ها وجود خانه های چوبی اما نه چوب درخت گردو ، شاخ و برگ درخت خرما برای ما عجیب نبود چون بارها دیده بودیم سئوال این بود چرا باز هم می بینیم پاسخش را که باید بدهید .!!!

 

درست است که مردمان این محله از رفاه و آسایش و جامعه مدرن محروم بودند ...اما به هم عشق می ورزیدند٬ همدم یکدیگر بودند ....وقتی بتوانی از بیرون حیاط خانه را ببینی و هر وقت از کوچه گذر می کنی در خانه ی همسایه ات باز باشد و تو راحت زندگی کنی این چیزی نیست جز یک . . . فهمیدنش کار سختی نیست اینجا همه مردمانش به هم اعتماد دارند . در این محله ها امنیت حاصل حضور نیروی های پلیس و امنیتی نبود بلکه حاصل اسکان انسانهایی بود که برای زندگی یکدیگر ارزش و احترام قائل بودند.

 

ما همه در یک شهر زندگی می کنیم . این آن روی سکه بود چهره شهرهاى استانمان آن قدر هم زیبا نیست.

 

و امـــا... !!!! 

 

این روی سکه استان... محله های مرفه نشین گلشهر ٬ کوی فرهنگیان ٬بلوار امام حسین ٬ و دهها محله.... به اصطلاح مرفه و مدرن با ویلاهای مدرن با ساختمانهای مجلل که به دلیل زیبایی ، و بزرگی.....از دور جلوه گر و نمایانند . خیابانها اصلی تا فرعی ...کوچه ها همه آسفالت شده .... ساختمانها با بهترین امکانات امنیتی و تفریحی و سرگرمی برای کودکان ....

 

ساختمانهای باشکوه و خیابانهای آسفالت شده ...امکانات بی نظیر همه اینها بیانگر رفاه اجتماعی و محیط سالم و جامعه مدرن است و این پیشرفت اجتماعی و رفاهی یکی از افتخارات هرمزگان بشمار میرود که این پیشرفت را هیچوقت نادیده نمی گیریم .

 

ولی کاش فراهم کردن فضای مناسب و سالم اجتماعی و رفاهی مختص یک منطقه یا یک محله نبود ....کاش این رسیدگی ها شامل حال مردم محله های پایین نشین شهر هم میشد .

 

محله های پایین شهر یا فراموش شده ی شهر میزبان مردمانی است که فقیر نیستند و نبودند. بله آنان انسان بودند قانع بودند شب برایشان تیره و تار نبود آسیب پذیر بودند اما آسیبشان به کسی نرسیده بود برای من شرم آور نبود ولی افتخار و سربلندی هم نداشت در شهری . . .

 

بگذارید بقیه را نگویم اما بدانیم که برای زندگی کردن نان اگر نباشد محبت هست .

 

 

 

یادداشت ها
   @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number       @number